ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

389

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

شود ولى صدائى شنيده نشود مذموم نيست ، بلكه پسنديده است به دليل فعل نبّى اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ( 1 ) . دنباله مزاح مذموم حق اين است كه مزاح مذموم افراط و مداومت بر آن است ، يا مزاحى كه به دروغ و غيبت و امثال اينها بيانجامد و آدمى را از راه حق خارج كند . امّا اندك آن كه موجب گشادگى خاطر و خوشدلى شود ، و متضمّن ايذاء و دروغ و باطل نباشد ناپسند نيست ، به دليل سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « من مزاح مىكنم ولى بجز حق نمىگويم » . و نيز روايت است كه « به آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم گفتند : يا رسول اللَّه ، شما با ما شوخى مىكنيد فرمود : من اگر چه شوخى مىكنم ولى بجز حق نمىگويم » . و عامّه روايت كرده‌اند : « پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بسيار تبسّم مىكرد ، و از همهء مردم خوش طبعتر بود » . روزى [ به پيرزنى ] فرمود : « پيرزن به بهشت نمىرود ، پيرزن گريست فرمود : در آن روز ديگر پير نخواهى بود » . زنى به خدمت آن حضرت رسيد و گفت : « شوهرم شما را دعوت مىكند . فرمود : شوهر تو همان است كه در چشمش سفيدى است ؟ زن گفت : نه به خدا در چشمش سفيدى نيست فرمود چرا ، هست . زن گفت : نه به خدا فرمود : هيچ كس نيست مگر اينكه در چشمش سفيدى هست « . امثال اين مطايبات از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم و از ائمّه عليهم السّلام روايت شده ، و طرف اين گونه شوخىها نيز غالبا زنان و يا كودكان بوده‌اند ، زيرا پيامبر اكرم و يا ائمّه عليهم السّلام در مواجههء با آنان متناسب با احساسات و رقّت قلب آنان ، با ايشان رفتار مىكرده‌اند ، بىآنكه به هزل و دروغ و باطل كشانده شود ، و صدور اين مزاحها گاه گاه و به ندرت اتّفاق افتاده ، و البتّه ايشان مىتوانستند طورى شوخى كنند كه از حق و اعتدال خارج نشوند ، امّا ديگران هر گاه در شوخى را بگشايند چه بسا كه به افراط و باطل افتند . پس در مورد امثال ما بهتر اين است كه مطلقا آن را ترك كنيم .

--> ( 1 ) به اخبار مزاح و خنده و تبسم : كتاب « وسائل » : باب 80 - 84 رجوع شود . .